الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

119

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

( * ( وَطَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ ) * ) ( 1 ) . « و در اين موقع از طرف خداوند ندا رسيد كه مگر من شما را از آن درخت نهى نكردم ، مگر به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار و سرسخت شما است ، چرا فرمان مرا به دست فراموشى سپرديد و در اين گرداب سقوط كرديد ؟ » ( * ( وَناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ ) * ) . از مقايسه تعبير اين آيه با نخستين آيه اى كه به آدم و حوا اجازه سكونت در بهشت را مىداد به خوبى استفاده مىشود كه آنها پس از اين نافرمانى ، چه اندازه از مقام قرب پروردگار دور شدند و حتى از درختان بهشتى نيز فاصله گرفتند ، زيرا در آيه قبل * ( هذِه الشَّجَرَةِ ) * ( اين درخت ) كه براى اشاره نزديك است به كار رفته و در اين آيه هم جمله « نادى » ( ندا داد ) كه براى خطاب از دور است آمده ، و هم كلمه « تلكما » كه براى اشاره به دور مىباشد ذكر شده . در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد : [ 1 - چگونگى وسوسه شيطان . ] 1 - از جمله « وسوس له » ( با توجه به كلمه لام كه معمولا براى نفع و فائده مىآيد ) چنين استفاده مىشود كه شيطان در وسوسه‌هاى خود ، چهره خيرخواهى و دوستى آدم را به خود گرفت ، در حالى كه در جمله « وسواس اليه » چنين معنى وجود ندارد ، بلكه تنها به معنى نفوذ مخفيانه در قلب كسى است . و در هر حال نبايد تصور كرد كه وسوسه‌هاى شيطان هر چند قوى و نيرومند باشد از انسان سلب اختيار مىكند بلكه باز انسان مىتواند با نيروى

--> ( 1 ) يخصفان از ماده « خصف » ( بر وزن خشم ) در اصل به معنى ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر و جمع نمودن است ، سپس به دوختن كفش يا لباس و وصله كردن نيز گفته شده است زيرا قطعات پراكنده را به يكديگر منضم مىكند .